[اینترو]قدرِ زندگی رو باید دونستهمینقدر میتونم بگمهمین نفس[ورس یک- رضا پیشرو]چقدر از خودم بدم میومد اون روزاتوو تهرون بزرگ شده بودیم عمری لای دروغاشکرش که واسمون تو اوج بدی خوبی خواستحتی وقتی رد میدیم و مشت میزنیم توو دیوارعمودی راه میرم تا افق داره زندگیمتا وقتی زمین گرده واسه ما هم گردیشمنبض زندگیمو با عشق […]

[ورس یک – رضا پیشرو]اینجا هنوز تو گوش مردم صدای بمبهبردن زن حامله و ودای نطفهاینجا هنوز خاطرات جنگ نشده پوسترگروهک های تروریستی در حال رشدهمیشینم کنار بچه یتیمای ولگرداونا هنوز منتظر شهیدای جبهنامشبم منم غریبم خریدار شمشمشمشی که حالا تو دل فقیرا یه قبلستخاطرات جنگ، آش و لاش مردیکه جسدش شناوره رو فاضلاب زردحرفای […]

[اینترو]آآآ، زنده‌ امصفر دو یک[ورس یک]بازم * اعصابم سر صبحبازم هولوکاست راه افتاده بکنه همه رو ذوببازم بالا رفته مصرف کُک و علف و مورفامروز به سمت کماندار داره میده عقربو هلتوو روز بعدی چیه بگو سکوت شدیدسقوط جنین رسیدیم به قرون جدیدمیبینی واسه موش ها درست شده دکون پنیرداداشای ناتنی میکنن تو * تنیماهی […]

[کورس]روز ها خوابم، شب ها بیدارموای چه کنم، از دستِ تو رسم تودیگه بسه، شدم خستهنمیخوام بکشم من زجرشو، نزن حرفشومن همون عشقی امکه طاقتت میگفت نرو توشتوو بهشتی که از حوری هات نمه نمه سوختنگو رحمت کو، سَرم رو قلبت بودوقتی خواستمت نموندی پیشمنبودی دردت بودهمش اشک ها و زخم ها و سرمای تنت […]

[ورس یک]من از این جنایت نمیگذرم هیچوقتکه دور از وطنم و هنوز تو بدنم شیشه َستاونقدر اسیرم که انگار تو دهنم جیوستموهام سفید شدن ولی تو هدفم شیرماگه رو زمین نباشم تو برزخ هم نیستموقتی خون خواهر برادرام تو هر طرف ریختستیه اسامی درازی که تو دفترم نیستنو بعد مرگشون شروع کردن تو هنجرم زیستنهمونا […]

[اینترو]میخوای چقدر برگردی عقب(میخوای برسی اینجا؟)که بری جلو، راه فراری نیستحداقل از خودت[ورس یک]میخوام خاطراتم نمونن پیشممیمونم تبدیل به همون هم میشمگذشت و باز همون رنگی امآدم ها رد میشن و از رو من میرننه غمگین ام، نه در میرمفقط صدم ثانیه هام هدر میرنیه قرنطینه توو قرنطینه امتوو مشت کمانم رو میگیرم عقب میرمپرواز […]

[کورس]عقرب میتونه این آتیشو به اوج برسونهاز ترس نمیتونن ببینن چی تو خودشونهاین تلخی زَهره با تبدیل جنگقرنطینه حبسه با زنجیر فقرنا امنی محض، وحشی و جنگجوسختگیر و سنگی با تنبیه مرگادامه بازی رو بشناساین اداره ی تاریکو بشکافشقصه ی قاضی و زندانجلوش هیچی نیست چون عادی و پنهانهحقیقت آفریقا همون فقر مطلقیه که قاطی […]

[اینترو]من هنوز حال و هوای تهران توو سَرمهمیدونی؟ خودِ خود میردامادیادش بخیرحتی قبل از اینکه بیاماونجا داشتم پیاده روی میکردمشب آخر[کورس]عوض شده یه چیزایی تو سرمخبری نی از رفیقای توو محلیه سریشون جوری دهنمو *که دلتنگ هم میشم قیدِ تلفنو میزنمجمع دیگ جورِ دیگه دلو میزنناز این به اون گِله ی تو رو میبَرنپله میکننت […]

در حال جستجو در سایت . . .